حميد احمدى

54

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

حمد و ثنا مخصوص خداست ؛ از او يارى مىطلبيم و به او ايمان داريم و بر او توكّل مىكنيم . از بدىهاى خود و اعمال ناشايست خود به او پناه مىبريم ؛ خدايى كه جز او هادى و راهنما نيست ؛ هر كسى را كه هدايت نمود ، گمراه‌كننده‌اى براى او نخواهد بود . گواهى مىدهم كه جز او معبودى نيست و محمد بنده او و پيامبر اوست . اى مردم ! نزديك است من دعوت حق را لبيك گويم و از ميان شما بروم . من مسئولم و شما نيز مسئوليد ؛ درباره من چه فكرى مىكنيد ؟ در اين هنگام صداى جمعيت به تصديق بلند شد و گفتند : ما گواهى مىدهيم كه تو رسالت خود را انجام دادى و كوشش نمودى ؛ خدا تو را پاداش نيك دهد . پيامبر در ادامه سخنانش بعد از گواهى به وحدانيت خداوند فرمودند : مردم ! من دو چيز گرانمايه در ميان شما به وديعت مىگذارم ؛ ببينم چگونه با دو يادگار من رفتار مىكنيد ! در اين هنگام يك‌نفر برخاست و با صداى بلند گفت : منظور از اين دو چيز نفيس چيست ؟ پيامبر فرمود : يكى كتاب خدا - كه يك طرف آن در دست خدا و طرف ديگر آن در دست شماست - و ديگرى عترت و اهل‌بيت من . خداوند به من خبر داده كه اين دو يادگار هرگز از هم جدا نخواهند شد . هان اى مردم ! از قرآن و عترت من پيشى نگيريد و در عمل به هر دو كوتاهى نورزيد كه هلاك مىشويد . آنگاه دست على عليه السلام را گرفت و آن را آنقدر بلند كرد كه سفيدى زير بغل هر دو براى مردم نمايان گشت و او را به مردم معرفى نمود . سپس فرمود : سزاوارتر بر مؤمنان از خود آنها كيست ؟ همگى گفتند : خدا و پيامبر او داناترند . پيامبر فرمود : خدا مولاى من ، و من مولاى مؤمنان هستم و من بر آنها از خودشان اولى و سزاوارترم . اى مردم ! هر كس را من مولايم ، على مولاى اوست . خداوندا ! كسانى كه على را دوست دارند ، آنان را دوست بدار و كسانى كه او را دشمن بدارند ، دشمن دار . خدايا ! ياران على را يارى كن ؛ دشمنان على را خوار و ذليل نما و او را محور حق قرار بده . مردم ! اكنون فرشته وحى نازل گرديد و اين آيه را آورد : اليومَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِيْنَكُم وَ أَتْمَمْتُ عَلَيكُم نِعْمَتِى وَ رَضِيْتُ لَكُمُ الإِسْلَامَ دِيْناً . « 1 »

--> ( 1 ) . مائده ( 5 ) : 3 .